- ترامپ شیرخفته ایران در خلیج فارس را بیدار کرد!
- روزی که خیرین به کمک مردم در «جنگ رمضان» آمدند
- یک لانچر با «هشت» موشک لوکس برای مقابله با ایران در هرمز: آیا «عقاب سیاه» آمریکایی تغییری در معادله ایجاد خواهد کرد؟+ عکس و فیلم
- پایان هیمنه یک ابرناو؛ داستان شکست ۱۰ ماهه ناو «فورد» در برابر «اراده ایرانی»
- نگاه مردم به جنگ و مذاکره؛ نظرسنجیها چه میگویند؟
- حیات پربار شهید علی لاریجانی تجسمی از درایت، عقلانیت و تعهد به آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی را ترسیم می سازد
- میانجیگری پاکستان در مذاکرات ایران و آمریکا؛ انگیزهها و منافع
- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
پنجشنبه ؛ 24 ارديبهشت 1405 ۹۰ میلیون هموطن
در پیام اخیر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت روز ملی خلیج فارس، راهبردی کلان و استراتژیک به چشم میخورد که مرزهای معنایی «ملت» و «قدرت» را بازتعریف میکند. ایشان با فراخواندن تمام ایرانیان سراسر جهان در ذیل کلیدواژه «۹۰ میلیون هموطن» الگوی پیشین پیوند دولت/ ملت را از یک رابطه حقوقی ساده، به یک اتحاد سرنوشتساز و تمدنی ارتقا دادهاند. این تأکید ویژه را میتوان نوعی مهندسی دوباره وفاداری ملی دانست؛ گویی تکتک ملت ایران دیگر نه به عنوان ناظر تحولات سیاسی، بلکه به مثابه مالک اصلی فناوریها و دستاوردهای راهبردی کشور فراخوانده شدهاند تا در این شرایط حساس، دوشادوش یکدیگر از هویتی محافظت کنند که اکنون فراتر از خاک، در ابعاد علمی، هستهای و نظامی متجلی شده است.
اهمیت راهبردی این پیام زمانی آشکار میشود که بدانیم دشمن با ابزار دوقطبیسازی به دنبال گسستن رشتههای پیوند ملت از آرمانها و ظرفیتهای پیشرفت کشور است. تاکید بر این پیکره واحد و گسترده، در واقع راهبردی برای یکپارچهسازی ذهنی جامعه علیه تهدیدات نظام سلطه و صهیونیسم است.
این یادداشت بر آن است با عطف توجه به این دکترین شاخص، جامعهشناسی ۹۰ میلیونی را از موضع قدرت جمهوری اسلامی صورتبندی کند؛ تلاشی برای درک این حقیقت که جمهوری اسلامی با پیوند زدن غرور ملی با تولید قدرت سخت، در حال ایجاد یک همبستگی تمدنی است که شکستن شالوده آن برای هیچ رقیب و دشمنی ممکن نخواهد بود.
ارتقای مردم از «رعیت پهلوی» به «صاحبان نظام اسلامی»
در این خوانش نوین، ایران دیگر نه در محدوده مرزهای سرزمینی، بلکه در گستره نفوذ هویتی میلیونها ایرانی تعریف میشود که همگی ذینفعان حقیقی پیشرفتهای شگرف علمی و اقتدار موشکی هستند. این رویکرد، در واقع سنگ بنای یک دکترین حکمرانی جدید را میگذارد؛ دکترینی که در آن، تکتک ایرانیان پراکنده در سراسر جهان، جدا از زاویهدیدهای سیاسی خرد، پیوندهای خود را در هسته سخت منافع ملی گرهخورده میبینند. به این ترتیب، این شبکه عظیم هویتی، دیگر نه جمعی از سوژههای تابع قانون، بلکه واحد بنیادین قدرتسازی در ساختار نوظهور یک تمدن دیرپای نوزاست.
در کانون راهبردی جمهوری اسلامی، ملت از چارچوبهای سنتی دموکراسیمحور (به عنوان کاتالیزور رایگیری) یا مدلهای توسعهمحور (به عنوان تقاضاکنندگان رفاه) به مرتبهای عالیتر یعنی عنصر پیشران امنیت هستیشناختی جهش کرده است. این صورتبندی نوین، نوعی نگاه موجودیتی است که در آن، جامعه دیگر یک مصرفکننده یا ناظر قدرت نیست، بلکه خود به مخزن اصلی اقتدار غیر قابل تصرف بدل شده است. در ساختار سنتی حکومتها، موشک یا تکنولوژی پیشرفته، فقط ابزار دولت است اما در جمهوری اسلامی این پیشرفتها ناموس ملی تمام ایرانیان است. یعنی اگر امروز در آزمایشگاه یا پایگاه نظامی ما پیشرفتی رخ میدهد، این قدرت، نه فقط برای نیروهای مسلح، بلکه برای تکتک ما ۹۰ میلیون نفر اعتبار میآفریند. امروز پس از گذراندن گردنههای سخت در این ۵ دهه، جمهوری اسلامی ایران نسبت مردم با نظام سیاسی را از وضعیت رعیت در دوران پادشاهی به جایگاه صاحبان مقتدر نظام ارتقا داده است. وقتی مردم خود را صاحب این قدرت بدانند، هیچ نیروی خارجیای نمیتواند با تحریم یا تهدید، این پیوند را قطع کند، چون دشمن نه با یک حکومت، بلکه با یک ملت مسلح به قدرت دانش و فناوری طرف است.
ظهور «ملت/ تمدن» در هندسه قدرت ایران
جمعیت تمدنساز ایران، پارادایم ملت محصور در مرز را در هم شکسته است. هموطنی که در خارج از ایران زیست میکند، سفیر ظرفیتهای هویتی ماست و قدرت جمهوری اسلامی ایران امروز از قوه قهریه به قدرت شبکهای کوچ کرده است. این ۹۰ میلیون نفر، حاملان یک تاریخ بعثتگونه هستند؛ یعنی فراتر رفتن از روایتهای تاریخی منفعل که ایران را کشوری صرفاً حادثهزده در طول تاریخ معرفی میکرد. آنها وارثان و احیاکنندگان فکری هستند که معتقدند ایران در بطن یک رسالت بزرگ تمدنی و رهاییبخش قرار دارد؛ رویکردی که «بعثت» را جریانی پیوسته برای دمیدن روح عدالتخواهی، علممحوری و مبارزه با ستم جهانی در کالبد جامعه میداند. در این نگاه، پیوند میان فرد ایرانی و هویت بعثت، آن قدرت روحی و انگیزشی است که مرزها و فاصلهها را درنوردیده، طوری که تکتک این افراد، خود را بازیگران زنده همان حرکت بزرگ میبینند که قرار است با دانش نوین و اراده پولادین، نظمی ظالمانه را به چالش کشیده و تصویری درخشان از یک ملت بیدار و پیشرو به تاریخ جهانی عرضه کنند؛ ملتی که حالا باور دارد مأموریت تاریخیاش، خروج از انفعال و ایستادن در صف نخست تغییرات بزرگ جهان است. صهیونیسم و استکبار، هراسی از یک ارتش متعارف ندارند، ترس آنها از ملتی است که توان علم و فناوری را با ایمان تمدنی درهم تنیده و هیچ تمایزی میان مرزهای فیزیکی و مرزهای فکری خود قائل نیست. در منطق متمایز جمهوری اسلامی ایران - برخلاف منطق رایج در تمام دنیا- قدرت فناوریهایی نظیر هستهای، بیوتکنولوژی و نانو علائم ظهور اراده ملی در میان تمام آحاد ملت است، نه امکانهایی که صرفا در اختیار دولت است و توسط جناحهای سیاسی با بیگانگان معامله میشود. هر موشک و هر دستاورد علمی، تولید قدرت فرهنگی هم هست که اعتماد به نفس این ملت ۹۰ میلیونی را بازتولید میکند.
این نگاه، بحث وابستگی یا خودباوری را به بنیاد امنیت ملی تبدیل میکند. در این تفکر، هیچ ایرانیای نباید حس کند از پروژه قدرتسازی کشور جداست. اینکه رهبر انقلاب اسلامی، تمام ظرفیتهای علمی کشور را «سرمایه ملی» میخوانند، یعنی دکترین امنیتی ما پیشرفت ایجابی است. ملت ایران در حال اثبات این است که با وجود تمام فشارهای نظام سلطه، تمدنی را بنا کرده که میتواند با دستاندازی بر لبه تکنولوژیهای نوظهور، جایگاه خود را در نظام جدید جهانی تثبیت کند.
امت تمدنساز؛ گذار از حصار وستفالیایی به افقهای استعلایی
شاید بتوان نام بردن از این اقیانوس اراده ذیل ملت ۹۰ میلیونی را به نوعی بازگشت به خویشتن استعلایی تعبیر کرد. ایران و ایرانیان در یک ملت/ دولت وستفالیایی کلاسیک محصور نمیشوند که خود را یک امت پایهگذار تمدن میشناسند. دشمن صهیونیست که از کشته پشته ساخته و ناف آن با جنایت و غارت بریده شده است، حریف ملتی نمیشود که ایمان و هدفش را فراتر از مادیات و مسائل سطحی قرار داده است. شکست دادن چنین دشمنی، به نگاه ایمانی و قدسی نیاز دارد؛ یعنی ملتی که به راه خود ایمان دارد، جانفدای آرمانهای انسانی است و حاضر نیست در برابر ظلم سر خم کند؛ سدی نفوذناپذیر در برابر استکبار که هیچ حیله صهیونیستیای قادر به شکستن آن نیست. امروز هممیهنان ایرانی در سراسر گیتی، همبسته شدهاند تا قالبهای تحمیلی نظم نوین جهانی را در هم بشکنند. دکترین «۹۰ میلیون هموطن» سرفصل عصر جدیدی در حکمرانی جمهوری اسلامی است. دشمن که سالها با استراتژی امنیتیسازی گسلهای داخلی به دنبال شکستن قامت ملت بود، اکنون با سدی نفوذناپذیر مواجه است، چراکه دیگر دولت و ملت ۲ جزیره جداافتاده نیستند، بلکه جریانی یکپارچهاند که هیچ گسست رسانهای قادر به خدشه در آن نیست. ما اکنون در نقطه عزیمتی تاریخی ایستادهایم؛ جمهوری اسلامی با گره زدن ایمان، دانش و اراده، جغرافیا را از محدودیت سرزمینی به پهنای مقاومت تبدیل کرده است. این ایران مقتدر، پروژهای است که هر مغز نوآور در آن یک پردازشگر و هر بازوی پرتلاش، یک پاره تن این شبکه امنیتساز است؛ ملتی که نپذیرفته رعیت نظمهای سلطهگر باقی بماند، بلکه با درک نقش تاریخی خویش، در صف نخست تغییرات بزرگ جهانی قد کشیده است تا طلیعه نظمی نو را رقم بزند. نویسنده: فاطمه یوسفی
ارسال نظرات