- ترامپ شیرخفته ایران در خلیج فارس را بیدار کرد!
- روزی که خیرین به کمک مردم در «جنگ رمضان» آمدند
- یک لانچر با «هشت» موشک لوکس برای مقابله با ایران در هرمز: آیا «عقاب سیاه» آمریکایی تغییری در معادله ایجاد خواهد کرد؟+ عکس و فیلم
- پایان هیمنه یک ابرناو؛ داستان شکست ۱۰ ماهه ناو «فورد» در برابر «اراده ایرانی»
- نگاه مردم به جنگ و مذاکره؛ نظرسنجیها چه میگویند؟
- حیات پربار شهید علی لاریجانی تجسمی از درایت، عقلانیت و تعهد به آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی را ترسیم می سازد
- میانجیگری پاکستان در مذاکرات ایران و آمریکا؛ انگیزهها و منافع
- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
پنجشنبه ؛ 24 ارديبهشت 1405 نگاه مردم به جنگ و مذاکره؛ نظرسنجیها چه میگویند؟
در شرایطی که یک جامعه با شرایط استثنایی همانند جنگ روبهرو میشود، افکار عمومی به یکی از اصلیترین مؤلفهها برای تحلیل رفتار سیاسی و جهتگیریهای راهبردی آن جامعه تبدیل میگردد. در ایران نیز همزمان با تجربه جنگ چهلروزه و حضور گسترده مردم در عرصه عمومی، نوعی از همبستگی و موضعگیری جمعی در برابر تهدید بیرونی به نمایش گذاشته شد، رویکردی که در نتایج برخی نظرسنجیها نیز به شکل دیگری بازتاب یافته است.
در این میان، نظرسنجی اخیر مرکز افکارسنجی صداوسیما در دوره جنگ، تصویری قابل تأمل از نگرش مردم نسبت به مذاکره با آمریکا در شرایط جنگی ارائه میدهد. به گفته رئیس مرکز نظرسنجی صداوسیما، بر اساس نظرسنجی انجام شده در دوره جنگ، ۳۹ درصد مردم با مذاکره با آمریکا در زمان جنگ به شدت مخالف بودند، درحالی که ۲۵ درصد کم یا خیلی کم موافق مذاکره، ۲۹ درصد هم زیاد خواهان مذاکره بودند.
این دادهها نشان میدهد که اگرچه جامعه در این زمینه کاملاً یکدست نیست اما وزن کلی افکارعمومی به سمت مخالفت با مذاکره در شرایط جنگی متمایل است.
تجربه تلخ بدعهدی آمریکا
برای تحلیل دقیق نتایج این نظرسنجیها، ابتدا باید به زمینههای تاریخی و تجربی شکلگیری چنین نگرشی پرداخت. یکی از مهمترین عواملی که سبب شده تا ایرانیها نسبت به آمریکا نگاه منفی داشته باشند، تجربههای پیشین تعامل با این کشور است. در حافظه جامعه ایرانی، موضوعاتی همچون خروج آمریکا از توافق هستهای (برجام) و عدم پایبندی به تعهدات بینالمللی به عنوان نشانههایی از بیاعتمادی ثبت شدهاند. بنابراین، مخالفت بخش قابل توجهی از مردم با مذاکره در زمان جنگ، بیش از آنکه صرفاً یک موضع احساسی باشد، ریشه در ارزیابیهای گذشته دارد.
ایرانیان به یاد دارند که حتی در جریان مذاکرات هستهای نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی رویکردی خصمانه داشته و دو بار با حمله نظامی به خاک ایران و ترور فرماندهان، مسئولین ارشد و دانشمندان نشان دادند که قابل اعتماد نیستند. چنین تجربههایی باعث شده اکثر قریب به اتفاق ایرانیها به این جمعبندی برسند که مذاکره لزوماً به کاهش تنش یا تأمین منافع ملی منجر نمیشود و حتی ممکن است به عنوان ابزاری برای فشار بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
مردم حتی مخالف آتشبس هستند
نتایج این نظرسنجی صداوسیما را میتوان به وضوح در اظهارات و رفتارهای مردم در خیابانها نیز مشاهده کرد. در طول دوره جنگ، حضور گسترده اقشار مختلف جامعه در صحنههای عمومی نشان دهنده سطح بالای حساسیت و مشارکت آنان در مسائل ملی بود. بهویژه زمانی که آتشبس موقت میان ایران و آمریکا برقرار شد، واکنشها در میان مردم بیانگر نوعی بیاعتمادی عمیق به طرف مقابل بود. میلیونها نفر از مردمی که از آغاز جنگ در خیابانها حضور داشتند، با این آتشبس مخالفت کردند و معتقد بودند که چنین اقدامی به دشمن فرصت میدهد تا به تجدید قوا و سازماندهی مجدد بپردازد.
از نگاه آنان، توقف درگیری بدون تضمینهای واقعی نه تنها به کاهش تهدید منجر نمیشود بلکه میتواند زمینهساز مخاطرات بیشتر در آینده باشد. بنابراین، مخالفت با آتشبس و مذاکره را میتوان در چارچوب یک رویکرد راهبردی مبتنی بر بیاعتمادی و تجربههای گذشته تحلیل کرد.
مخالفت با مذاکره در زمان جنگ الزاماً به معنای مخالفت با اصل دیپلماسی نیست بلکه بیشتر به «شرطی شدن دیپلماسی» اشاره دارد، یعنی گروهی از پاسخ دهندگان معتقدند مذاکره زمانی معنا دارد که توازن نسبی قدرت برقرار باشد نه در شرایطی که احساس میشود طرف مقابل از موقعیت نظامی یا فشار حداکثری برای امتیازگیری استفاده میکند
همان چیزی که دونالد ترامپ این روزها مدام آنرا تکرار میکند که جمهوری اسلامی باید بدون هیچ قید و شرطی شروط واشینگتن را بپذیرد و تسلیم شود، در غیر این صورت، پیامدهای سختی در انتظار ایرانیها خواهد بود. در این چارچوب، از نگاه افکار عمومی، مذاکره با دولت واشینگتن که خواهان تسلیم ایران است، نتیجهای در برنخواهد داشت و حتی ممکن است به تقویت رویکردهای فشارمحور و تداوم اقدامات خصمانه در آینده منجر شود.
گرایش مردم به مقاومت
نکته کلیدی در تحلیل این نظرسنجی، برتری نسبی دیدگاه مخالفان مذاکره است و این برتری را میتوان در چارچوب شرایط خاص جنگی نیز تحلیل کرد. در دوران جنگ، احساسات ملیگرایانه، انسجام اجتماعی و تمایل به مقاومت در برابر تهدید خارجی افزایش مییابد. در چنین فضایی، هرگونه مذاکره ممکن است به عنوان نشانهای از ضعف یا عقبنشینی تلقی شود. بنابراین، مخالفت با مذاکره در این شرایط، علاوهبر عوامل تاریخی، تحت تأثیر فضای روانی و اجتماعی جنگ نیز قرار دارد.
مردم به دلیل آنچه عملکرد مزورانه آمریکا تلقی میکنند با هرگونه مذاکرهای که احتمال تحمیل خواستهها را در پی داشته باشد مخالفند. از نگاه آنان، تجربههای گذشته نشان داده که طرف مقابل تلاش میکند از میز مذاکره به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند، نه رسیدن به توافقی عادلانه و متوازن.
مردم در عمل با حضور در صحنه و حمایت از نیروهای مسلح نشان دادهاند که روحیه تسلیمناپذیری دارند. این همراهی بیانگر عزم جدی برای دفاع از کشور است که اجازه نمیدهد نه ذرهای از خاک ایران از دست برود و نه در مذاکرات احتمالی، امتیازاتی برخلاف منافع ملی به دشمن داده شود.
در نهایت، نتایج این نظرسنجی نشان میدهد که هرگونه سیاستگذاری در حوزه روابط خارجی بهویژه در شرایط بحرانی، نیازمند درک دقیق از خواستههای افکارعمومی است و بیتوجهی به این عامل میتواند به کاهش مشروعیت تصمیمات و ایجاد شکاف میان دولت و جامعه منجر شود. از اینرو، تحلیل چنین دادههایی نه تنها برای شناخت نگرشهای اجتماعی بلکه برای طراحی راهبردهای کلان ملی نیز اهمیت اساسی دارد.
ارسال نظرات