پرسش و پاسخ

۱۸ خرداد ۱۴۰۵
06 ارديبهشت 1405 - 15:34

تا رفع محاصره دریایی تنگه هرمز بسته می‌ماند/ مذاکره منوط به پذیرش کامل شروط‌ ایران است

تا رفع محاصره دریایی تنگه هرمز بسته می‌ماند/ مذاکره منوط به پذیرش کامل شروط‌ ایران است
تجربه جنگ چهل روزه نشان داد که ریشه‌های جمهوری اسلامی چنان مستحکم است که با حملات هوایی دشمنان از بین نخواهد رفت و با وحدت ملی که اکنون در ایران شکل گرفته، پافشاری بر جنگ‌افروزی، علاوه‌بر افزایش هزینه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، جهان را در باتلاقی فرو خواهد برد که بیرون ‌آمدن از آن سال‌ها زمان می‌برد.
کد خبر : 21487

تبیین:

 

 با نزدیک شدن به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای بین ایران و آمریکا، جامعه جهانی در انتظار تصمیم سرنوشت‌ساز دو طرف در میز مذاکرات است. اکنون پرسش همه این است که آیا توافقی جامع حاصل می‌شود و تنش‌ها جای خود را به ثبات می‌دهند یا اختلافات لاینحل در موضوعات هسته‌ای، توان موشکی و امنیت تنگه هرمز، بار دیگر منطقه را به سوی درگیری نظامی سوق خواهد داد.

در این باره الوقت، با دکتر احمد زارعان، رئیس موسسه اندیشه سازان نور گفتگو کرده تا به سوالات در این زمینه پاسخ دهد.

باتوجه به اینکه ایران بعد از جنگ تنگه هرمز را به صورت هوشمند مدیریت می‌کند و از طرفی آمریکا نیز اخیرا با محاصره دریایی سعی در تحت فشار قرار دادن ایران دارد تا امتیازاتی بگیرد، در شرایط کنونی وضعیت این آبراه بین‌المللی به چه صورتی است. آیا احتمال بازگشایی آن در آینده نزدیک وجود دارد و اگر بازگشایی شود به چه شکلی خواهد بود؟

بعد از تجاوز آمریکایی-صهیونی به کشورمان و شهادت رهبر معظم انقلاب، فرماندهان و مسئولین عالی رتبه و شماری از مردم بیگناه، جمهوری اسلامی ایران همانطور که قبل از تجاوز دشمن اعلام کرده بود به اهداف و منافع آمریکا در سراسر منطقه و همچنین عمق سرزمینهای اشغالی حمله کرد. همزمان با این اقدام موضوع مدیریت و کنترل تنگه هرمز هم در دستورکار قرار گرفت با این هدف که کشورهای متخاصم و دولتهایی که با دشمنان همکاری می‌کنند امکان تردد از این تنگه را نداشته باشند.

این دو اتفاق یعنی منطقه‌ای شدن جنگ و کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، آمریکا را در یک وضعیت بسیار سختی قرار داد و علاوه‌بر ایجاد بحران انرژی در سطح جهانی، آمریکایی‌ها به لحاظ اخلاقی، حیثیتی و نظامی هم در وضعیت شکست قرار گرفتند.

چند روز که از جنگ گذشت به این ارزیابی رسیدند که از طریق نظامی نمی‌توانند ایران را از بین ببرند و به اهدافشان در ایران که تسلط بر منابع انرژی، تجزیه و فروپاشی اجتماعی، سیاسی و سرزمینی ایران بود دست پیدا کنند. بنابراین، پیام‌هایی را برای آتش‌بس ارسال کردند ولی ایران به این پیام‌ها توجه نمی‌کرد چون شروط ما در این پیام‌ها رعایت نشده بود و آمریکایی‌ها می‌خواستند از موضع بالا وارد مذاکرات شوند اما وقتی که آمریکایی‌ها شروط ۱۰ گانه ایران را به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفتند و در شرایطی که ایران به نقطه اوج دستاوردهای خودش رسیده بود، ما آتش‌بس را پذیرفتیم و با این شرط که ضمن رعایت آتش‌بس علیه ایران، جنگ در تمام جبهه‌ها در منطقه به ویژه لبنان متوقف شود. همچنین پول‌های بلوکه شده ایران را آزاد کند.

در واقع، ایران تحت تاثیر این شرایط آتش‌بس را قبول کرد اما آمریکایی‌ها از همان ابتدا و در هماهنگی با رژیم صهیونیستی اعلام کردند که لبنان جزء آتش‌بس نیست و در ۱۰ شرط ایران هم به نوعی کارشکنی کردند و گفتند که شروط آمریکا باید مبنای مذاکرات قرار گیرد و با این ترفند سعی کردند شروط ایران را تضعیف کنند.

 سومین عامل هم بحث محاصره دریایی ایران بود که بلافاصله بعد از شکست مذاکرات اسلام آباد، ترامپ اعلام کرد که ایران را تحت محاصره دریایی قرار خواهد داد. مجموع این حوادث باعث شد که جمهوری اسلامی ایران موضوع مدیریت و کنترل شدید تنگه هرمز را دوباره در دستورکار قرار دهد به این دلیل که اگر ما تنگه را باز بگذاریم و از آن طرف آمریکایی‌‌ها، ایران را محاصره کنند گویا تنگه برای همه باز است جز خود ما و این مسئله را هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد.

از سوی دیگر، آمریکایی‌ها می‌خواستند در مذاکرات احتمالی آتی یک اهرم فشاری را علیه ایران داشته باشند چون در حال حاضر هیچ اهرم فشاری وجود ندارد و طبیعتاً اقدام متناسب جمهوری اسلامی ایران مبنی بر کنترل شدید بر تنگه هرمز برای بی‌اثر کردن اقدام آمریکا و اعمال فشار بر دشمنان برای پایان دادن به محاصره دریایی بود.

با توجه به روند کنونی، بازگشایی مجدد تنگه هرمز منوط به پایان دادن به محاصره دریایی ایران و عدم ایجاد مزاحمت برای کشتی‌های ایرانی است. از اینرو، اگر آمریکایی‌ها بخواهند به محاصره دریایی ادامه دهند و اقداماتی شبیه آن چیزی که در مورد نفتکش «توسکا» انجام دادند را انجام دهند، قطعاً جمهوری اسلامی در واکنش به این تحرکات، اولاً تنگه هرمز را همچنان مسدود نگه خواهد داشت، ثانیاً ما اقدامات انتقامی و تقابلی را برای ضربه زدن به شناورهای دشمن اعم از شناورهای نظامی و غیرنظامی و باز شدن تنگه هرمز بکار خواهیم گرفت.

الان نوع واکنش تهران بستگی به این دارد که آمریکایی‌ها از اقدامات تجاوزکارانه و شرارت آمیز خود علیه ایران دست بردارند و تا وقتی که این محاصره دریایی ادامه پیدا کنه یا اینکه آمریکایی‌ها بخواهند در لبنان آتش‌بس را نقض کنند یا دوباره جنگی را علیه ایران آغاز کنند طبیعتاً در این شرایط تنگه مسدود خواهد بود.

الآن آتش‌بس در روزهای پایانی خود قرار دارد و میانجیگران تلاش می‌کنند تا قبل از اتمام آن، دور دوم مذاکرات بین تهران و واشینگتن را برگزار کنند ولی باتوجه به مواضع خصمانه ترامپ هنوز مقامات ایرانی مشارکت مجدد در اسلام‌آباد را تایید نکرده‌اند. به نظر شما ایران با این وضعیت حاضر می‌شود بار دیگر با آمریکایی‌ها که کماکان روی خواسته‌های جاه‌طلبانه خود اصرار می‌کنند سر میز مذاکره بنشیند؟ در صورت موفقیت میانجیگران، ایران برای واشینگتن چه شروطی را روی میز قرار خواهد داد؟

تا زمانی که آمریکایی‌ها از موضع برتر در مذاکرات شرکت کنند و شروط و خواسته‌های خودشان را به طرف ایرانی دیکته کنند ایران در هیچ مذاکره‌ای شرکت نخواهد کرد. مبنای جمهوری اسلامی برای شرکت در گتگوهایی آتی، همان شروطی است که در دوره قبلی اعلام کردیم و اگر آمریکا موافقت نمی‌کرد ما در دور قبلی هم شرکت نمی‌کردیم اما آمریکایی‌ها نشان دادند که چقدر در مذاکرات اهل فریب و نیرنگ هستند.

بنابراین، تا زمانی که موانع مذاکره برطرف نشود جمهوری اسلامی در مذاکرات شرکت نخواهد کرد شروط ایران هم برای مذاکره با آمریکا کاملاً واضح است و ما ۱۰ شرط قبلاً تعیین کردیم و مهم‌ترین این شروط این هست که اساساً آمریکایی‌ها دست از تهدید علیه ایران بردارند و اینطور نباشد که ما وارد یک چرخه باطلی بشویم که شامل جنگ، مذاکره و مجددا جنگ باشد.

در واقع، این مرحله باید آخرین جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی- صهیونی علیه ایران باشد و این مسئله پیش شرط حضور ایران در هر مذاکره‌ای هست که آمریکایی‌ها برای عدم تجاوز تضمین بدهند و تضمین هم باید توسط کشورهای مهم دنیا و همچنین سازمان‌های بین‌المللی مورد تایید قرار گیرد.

نکته مهم بعدی این است که طبیعتاً برداشته شدن سایه جنگ از روی ایران باید همراه با از بین رفتن تهدید از روی همه کشورهای متحد ایران به ویژه لبنان و حزب‌الله باشد. علاوه‌براین، تحریم‌های ظالمانه علیه ما باید لغو شود و ایران بتواند از مزایای اقتصادی و نظام بانکی بین‌الملل و صادرات استفاده کند و بتواند به راحتی فعالیتهای اقتصادی خود را انجام دهد.

موضوع دیگر این است که اموال بلوکه شده ایران آزاد شود و سازوکاری برای دریافت غرامت‌های ما مشخص شود، حق حاکمیت و مدیریت و کنترل تنگه هرمز توسط ایران که الآن درحال اجراست به رسمیت شناخته شود تا ما با مدیریت تنگی هرمز بتوانیم امنیت کشتیرانی بی‌ضرر را تضمین بکنیم.

اینکه کشتیرانی در تنگه هرمز برای منافع جمهوری اسلامی ایران ضرر و تهدید نداشته باشد. طبیعتاً اگر این شروط اساسی به رسمیت شناخته شود ما در مذاکرات در مورد امتیازهایی که می‌توانیم به طرف آمریکایی بدهیم می‌توانیم گفتگو بکنیم البته امتیازهایی که منابع قدرت و زیرساخت‌های ما را از بین نبرد. بالاخره مذاکره بده و بستان است و ما در قبال دریافت این امتیازات می‌توانیم قدری انعطاف هم نشان دهیم.

گذشته از شروط ایران که به عنوان دستورکار مذاکرات باید مدنظر باشد، آمریکایی‌ها باید چند اصل دیگر را در مذاکرات رعایت کنند. اول اینکه آمریکایی‌ها اگر بخواهند به نیابت از رژیم صهیونیستی در مذاکرات شرکت کنند و خواسته‌های این رژیم را درنظر بگیرند طبیعتاً مذاکرات با شکست روبرو خواهد شد و ما می‌دانیم که اسرائیل به دنبال نابودی ایران هست و نمی‌خواهد قدرت هژمون در منطقه باشیم. اسرائیل به دنبال تجزیه ایران، تضعیف ترکیه و عربستان سعودی و اساساً از بین بردن قدرت‌های منطقه‌ای است تا خودش به قدرت اول در منطقه تبدیل ‌شود.

بنابراین، آمریکا باید واقع‌بینانه در مذاکرات شرکت کند، زیرا آنها در جنگ نظامی دستاوردی نداشتند که حالا بخواهند در مذاکرات آن دستاوردها را تبدیل به امتیاز بکنند. در این جنگ ۴۰ روزه بنا به اذعان دوستان و دشمنان جمهوری اسلامی و تحلیلگران بیطرف، آمریکا شکست خورده و لذا این کشور نمی‌تواند در میز مذاکرات امتیازات را یکطرفه به سود خود دریافت کند.

آمریکایی‌ها باید بین داشته‌ها و خواسته‌هایشان یک تناسبی ایجاد کنند و مطالبات آنها در مذاکرات باید با دستاوردهای نظامی آنها متناسب باشد. طبیعتاً آمریکا چون دستاوردی در این جنگ نداشته است نمی‌تواند امتیاز راهبردی هم طلب کند اما روش آمریکایی‌ها این است که معمولاً در مذاکرات شرکت می‌کنند تا اهدافی که از سایر مسیرها نتوانستند محقق کنند را در میز مذاکره به دست آورند. لذا اگر آمریکایی‌ها با این دو وضعیت یعنی به نیابت از رژیم صهیونیستی در مذاکرات شرکت کنند و بین خواسته‌ها و توانایی‌هایشان فاصله وجود داشته باشد، این مذاکرات از پیش شکست خورده است.

در صورتی که میانجیگران موفقیتی کسب نکنند و آتش‌بس تمدید نشود، آیا ایران برای دور جدید جنگ آمادگی دارد و چه تمهیداتی برای مقابله با دشمنان اندیشیده است، تفاوت مرحله دوم جنگ با مرحله اول چگونه خواهد بود؟

در ارتباط با بحث سرنوشت این رویارویی و اینکه آتش‌بس تمدید می‌شود یا نه، باید بگویم که ماهمانند ۴۰ روز جنگ باز هم امکان و توانایی ادامه جنگ را داریم و اینگونه نبود که ما از سر ضعف آتش‌بس را بپذیریم. از اینرو، اگر آمریکایی‌ها بخواهند جنگ را دوباره آغاز کنند ما برای دور جدید جنگ آمادگی لازم را داریم و همانطور که فرماندهان نظامی اعلام کردند ما هم از این فرصت جنگ برای ترمیم آسیب‌هایی که دیدیم و همچنین افزایش توان آتش و تقویت سیستم‌های پدافندی‌ خودمان استفاده کردیم.  

این آمادگی در ایران وجود دارد و مردم ما هم که در خیابان‌ها حضور دارند زمانی که آتش‌بس اعلام شد خیلی از آنها خوشحال نشدند و الان هم به لحاظ روحی آماده هستند که اگر دوباره به کشور ما حمله شد یک پاسخ مقتدرانه‌ای به دشمنان بدهیم. اگر آمریکایی‌ها بخواهند در دور جدید حملات سطح تنش را بالا ببرند ما هم سطح تنش را به صورت دردناک بالا می‌بریم.

جمهوری اسلامی ترسی از بالا رفتن از نردبان تنش ندارد و اگر آنها بخواهند آسیبی به زیرساختهای ما بزنند ما نیز زیرساخت‌های کشورهایی که به آمریکا فضا دادند به شدت مورد حمله قرار خواهیم داد و در این رابطه طرح‌های لازم آماده شده است.

این جنگ چه دستاوردهایی برای ایران و چه شکستهایی برای آمریکا داشت؟

در سطح بین‌المللی، این جنگ شیب افول آمریکا را تندتر کرد و اظهارات ترامپ و سایر مقامات آمریکایی مبنی بر نابودی یک تمدن و حمله به زیرساخت‌های ایران سبب شد تا آمریکایی‌ها اخلاق را هم در این جنگ ببازند و آبرویشان در دنیا رفت. بودجه نظامی‌ آمریکا چیزی حدود ۱۰۰ برابر بودجه دفاعی ایران بود و سعی داشت یک وجهه ابرقدرتی برای خود ایجاد کند که به شدت آسیب دید و در مقابل پهپادها و موشکهای ارزان قیمت ما، ارتش فوق مکانیزه آمریکا که بسیار فناوری محور است شکست خورد.

در حوزه اقتصادی هم آمریکایی‌ها به لحاظ مدیریت هزینه‌های جنگ به ویژه هزینه‌های غیرمستقیم جنگ ناشی از بحران انرژی واقعاً تحت فشار قرار گرفتند.

از سوی دیگر، افکارعمومی در آمریکا نیز به شدت علیه دولت بود و پایگاه رای ترامپ کاهش یافت و در سطح بین‌المللی نیز کشورهای مختلف این اقدام را محکوم کردند و حاضر نشدند با آمریکا در این جنگ همراهی کنند و این هم ضربه دیگری بود که به آمریکایی‌ها وارد شد.

در عرصه منطقه‌ای هم کشورهایی که به آمریکا فضا داده بودند آسیب دیدند و الان صادرات نفت‌شان مختل شده و با محدود شدن تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، این کشورها به لحاظ امنیت غذایی نیز دچار مشکل شده‌اند.

در مقابل شکستهای آمریکا اما شرایط برای ایران متفاوت بود. در این جنگ ایران به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای ظهور کرد، این درحالی است که بعد از سقوط دولت سوریه خیلی‌ها تصور می‌کردند با خروج این کشور از مدار مقاومت، ایران تضعیف خواهد شد ولی ما در این جنگ توانستیم قدرت خودمان را به کشورهای منطقه دیکته کنیم و به عنوان یک قدرت بزرگ توان همآوردی با دو قدرت هسته‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی را داریم.

درباره کشورهای منطقه هم حسن‌نیت داریم و آنها همسایه و برادران ما هستند اما با توجه به اینکه به آمریکا فضای امنیتی دادند در جنگی که ما علیه دشمنان داریم آنها نیز آسیب دیدند و باید امیدوار باشیم که این کشورها در رویکردها و سیاست‌های خودشان نسبت به حضور و مداخله کشورهای بیگانه به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی تجدیدنظر کنند و همانگونه که ما قبل از این جنگ سیاست همسایگی را رعایت می‌کردیم آنها هم باید  منافع و مصالح ملت بزرگ ایران را درنظر بگیرند.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha